دوشنبه ٠٢ مهر ١٣٩٧ - 
1 2 3 4 5
 
منو اصلی
صفحه اصلي > اخبار 
 
 


  چاپ        ارسال به دوست

روابط عمومی دانشکده پزشکی

بازتاب سخنان دکتر سعید نمکی مدیرگروه ایمونولوژی در روزنامه ایران

دکتر سعید نمکی عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي و معاون امور علمي، فرهنگي و اجتماعي سازمان برنامه و بودجهدر مقاله ای در روزنامه ایران با عنوان "بازسازی اعتماد ملی رمز عبور از تنگناهای اقتصادی" به مروری مختصر بر چاره ها و چالش های نظام اقتصادی ایران پرداخته است.

متن کامل این مقاله را می توان در ذیل مشاهده کرد:

بازسازي اعتماد ملي رمز عبور از تنگناهاي اقتصاد
مروري مختصر بر چاره هاو چالش هاي نظام اقتصادي ايران

    
"هرچه مي نويسم پنداري که دلم خوش نيست، اي دوست مي ترسم و جاي ترس است از مکر سرنوشت، چون احوال عاشقان نويسم نشايد و چون احوال عاقلان نويسم هم نشايد و اگر واگويم نشايد و اگر وانگويم هم نشايد و اگر خاموش شوم هم نشايد."

رساله عشق عين القضاة گرچه از نوجواني همواره با قلم سوز دل فرونشانده ام مع الوصف مدت هاست در فضاي غبارآلود ايام مي ترسم که نگارش سطور زنگار تشويش ديگري باشد بر ذهن و روح پاکيزه مردم سرزمينم ولي گاه به ياد حرف مادرم مي افتم که قالي مي بافت و هرگاه قالي اش از نصف عبور مي کرد با شادماني مي گفت قالي در حال پايين آمدن يعني به سرانجام رسيدن است و من که مدت هاست قالي عمرم از نيمه گذشته، نگرانم حرف هايي را که براي نگفتن در سينه نگاه داشته ام درونم را خاکستر کند و عزيزانم ناشنيده تا آرامگاه ابدي بدرقه ام کنند و بارها گفته ام؛


"کاش مي شد در اين تباهي ها لب فروبندم و قلم نزنم"


    از نخستين روزهاي پس از انقلاب به دليل وفاداري به اصول انقلاب و نظام تلاش کرده ام همواره در خدمت مردم باشم. از جهاد سازندگي تا مديريت نظام سلامت و توسعه زيرساخت هاي آن، معلمي و مديريت دانشگاه، توسعه صنعت دارويي کشور و چند سال اخير، اداره بخش عظيمي از منابع کشور در سازمان برنامه و بودجه کشور را در قحط سالي منابع به عهده داشته ام و در طول همه سال هاي خدمتم از منجلاب آلودگي هاي مالي و دل بستن به فريب هاي دنيوي و همچنين دام هاي سياست زدگي و افراط گرايي دامن کشان گذشته ام.


    همکاري امروزم با دولت تدبير و اميد نيز اعتقاد به مشي اعتدال گرايانه رئيس محترم دولت و همراهان وي و نگارش اين سطور در روزنامه ايران نيز از يکسو همراهي با اين شيوه اعتدال و از سوي ديگر برخورداري از نام ايران دلنواز يعني سرزمين همه ايرانيان با هر عقيده و مرام مي باشد.


    اين روزها و در تلاطم بازارهاي ارز و سکه و نهايتاً اقتصاد پريشان کشور، نظرات متعددي را مي شنويم و مي خوانيم. اين نظرات گاهي از سوي مردم گرفتار است که در فشارهاي موجود بنيه تاب آوري ندارند و به رغم تحمل سختي هاي سال هاي گذشته ديگر توان گذران امور روزمره را از دست داده اند. فرودستاني که هنوز انقلاب و نظام را قبول دارند ولي شرمندگي از تهي بودن سفره شان صداي اعتراضشان را درآورده است و با همه تلاش در تامين حداقل معاش وامانده اند.


    اما در اين ميان گروهي نيز هستند که داعيه علم و کارشناسي دارند. خيلي نگران امرار معاش خود نيستند و در دفاع از مردم و بي ثباتي اوضاع اقتصادي کشور اظهار نظر مي کنند. عزيزاني که گاه سال ها در کرسي ها و مناصب مختلف نيز تکيه زده اند و با پرهيز از يک نقد واقع بينانه با مصلحت انديشي دفع شر مي کنند يا با سطحي نگري امروز را گسسته از ديروز و پريروز به قضاوت مي نشينند و بر بي کفايتي دولتمردان انشا راي مي نمايند.


    بي ترديد شيوه هاي مديريتي دولت تدبير و اميد نيز همچون اسلاف پيشينش مبرّا از خطاهاي خرد و کلان مديريتي نيست اما منصفانه هم نيست که نبينيم و يا آگاهانه و با سياست ورزي کتمان کنيم که همين دولت کوشيد با نفت 30 دلاري بدهي هاي زمان نفت بالاي 100 دلار را بپردازد، تورم لجام گسيخته را مهار کند، مستمري بگيران را دريابد، فشار هزينه هاي کمرشکن درمان را بر شانه هاي مردم بکاهد، زيرساخت هاي نظام سلامت را توسعه بخشد، روابط با جهان را تلطيف کند، حقوق بازنشستگان را براي اولين بار تا سه برابر نرخ تورم افزايش دهد. با بخش دفاع و امنيت و زيرساخت هايش متفاوت عمل کند، در ريشه کني فقر مطلق گام بردارد، به معلم و دانش آموز با نگاهي ويژه بنگرد، آموزش عالي را در تصميم گيري هاي کلان دعوت به مشارکت کند، در توسعه کشاورزي مدرن تلاش نمايد و حقوق شهروندي را پاس بدارد.


    و ناگهان با تغيير در روال زندگي مردم تحت تاثير قيمت ارز و سکه و موج تورمي همه اين دستاوردها تحت الشعاع قرار مي گيرد و تفسير به ناتواني دولت مي شود.


    بارها شنيده ايم که عوام مي گويند فلان کس داشت حرف مي زد، کار مي کرد، سُر و مُر و گُنده بود، چيزيش نبود، ناگهان سکته کرد و مُرد.

    
    
متخصصين اهل فن مي دانند که انفارکتوس حاد قلبي مقدمه مي خواهد. سال ها به دليل بدغذايي، بي تحرکي، شيوه زيست نامناسب و ريسک فاکتورهاي ديگر پلاک هاي کلسترول در جدار عروق کرونر رسوب مي کند و به مرور رگ مسدود شده، سکته قلبي با اندک فعاليتي عارض مي شود. و متاسفانه اين بيماري مزمن بارها علامت هاي آشکار نشان داده و به جاي ارجاع به طبيب حاذق و انجام آزمايشات و بررسي هاي تشخيصي، افراد غيرمتخصص تعبير به سردي مزاج و نهايتاً چاي نبات تجويز فرموده اند تا اينکه بيمار بخت برگشته به وضعيتي وخيم رسيده است.


    بي توجهي به شرح حال دقيق و عدم بررسي گذشته بيمار کنوني که ناگاه بيماري اش با نشانه اي به نام بي ثباتي اقتصادي بروز کرده بشدت گمراه کننده و بي ثمر است. لذا توجه ويژه به موارد ذيل ضروري به نظر مي رسد؛


    التهاب و تب اقتصادي کنوني نشانه اي است از آبسه اي عفوني که در مغز سياست و مديريت ما لانه گزيده است. اين ناخوشي علاوه بر مشکلات اقتصادي علائم حاد ديگري همچون حاشيه نشيني، تراکم زندانيان، انبوه پرونده هاي قضايي، بحران هاي زيست محيطي، فرار سرمايه هاي مادي و معنوي، کوچ بي وقفه نخبگان، آمار روزافزون طلاق و آسيب هاي اجتماعي، خودکشي و روان پريشي و ده ها علامت ديگر نيز دارد که از چشمان ژرف نگر علماي روانشناسي، جامعه شناسي و متخصصين علوم اجتماعي کشور دور نمي ماند.


    اولين عوامل بيماري زا به پيکره نظام بسيار زودتر از آن وارد شد که حتي رئيس جمهوري محترم در سخنانشان در مجلس شوراي اسلامي بدان پرداختند.


    آن زمان که با عدم توجه به درآمد سرانه کشور در قانون اساسي، تامين اجتماعي و دولت رفاه را بدون تعريف منابع مورد نياز به عنوان تکليفي فراتر از توان بر دوش دولت ها گذارديم.


    اولين جايي که به رغم آموزه هاي مترقي اسلام و اهداف والاي انقلاب اسلامي سواره را بر پياده، بي درد را بر دردمند، بي خرد را به خردمند، زُمُخت را بر ظريف و نامهربان را بر لطيف گمارديم.


    آن روز که عنان توليد و صنعت را به مديري بي بضاعت سپرديم و مسير را از توليد به تجارت کشانديم.


    روزگاري که با گفتار، نوشتار و رفتار نابخردانه گروهي سرمايه ها را فراري دادند، جوانان را مايوس کردند تا نخبگان فراواني با کوچ بانک ژنتيک کشورهاي متخاصم را تکميل کنند. عده اي نابخردانه هزينه تراشيدند و صورتحسابش را براي خزانه کشور فرستادند.


    لحظه اي که در مقابل اولين سنگريزه غارتگران به شيشه نازک بيت المال چراغي برنيفروختيم تا بدانند که اين سراي، سراي باناني دلسوز و پاکيزه و بيدار دارد که در اولين تجاوز، متجاوز پاسخي کوبنده خواهد ديد. چون دست اندازان به منابع عمومي پاسخ مناسبي نديدند، آنگاه با جسارت و حوصله يکديگر را صدا کردند، به هم پيوستند تا غارتشان نجومي شود.


    روزگاري که فرصت داديم تا اهل ريا و سالوس و آنان که عبادتشان نيز ابزار زندگي است نه ابراز بندگي، با فريب و نيرنگ، بتوانند حلقه را بر بندگان صالح خدا و دوستداران واقعي انقلاب و نظام تنگ کنند و بر مناصب مهم به ناحق تکيه زنند.


    موقعي که گروهي هر دستاورد دلگرم کننده نظام را براي حذف رقيب منفي جلوه دادند و به رغم رهنمودهاي امام راحل و پيام هاي دلسوزانه مقام معظم رهبري، به جاي رويش نور اميد در دل مردم کشورمان، بذر ياس و نوميدي پاشيدند و به ريزش ياران نظام و انقلاب نابخردانه کمک کردند.
    
آنگاه که در آموزش ابتدايي روز اول به کودکانمان آموختيم (بابا نان داد) و همواره انتظار نان آوري پدر و در نهايت وابستگي به پدر بزرگتر دولت را در او تقويت کرديم و در راستاي خودباوري و خودکفايي او آموزشش نداديم.

 
    زماني که با فشار مقامات محلي بدون پيوست کارشناسي با شيوه جزيره اي آموزش عالي را توسعه داديم و مراکز هزينه جديد براي کشور خلق کرديم که امروز قسمت عمده اي از بيکاران ما را فارغ التحصيلان دانشگاه ها تشکيل دهند.


    براي صندوق هاي بازنشستگي عاقبت انديشي نکرديم و از اصلاحات پارامتريک و سيستميک غفلت ورزيديم تا امروز حدود 70 درصد از بودجه رفاه اجتماعي کشور صرف فقط دو صندوق بازنشستگي شود.


    با توليد برنامه هاي اندوه زا، افزايش روان پريشي و افسردگي جامعه و نهايتاً با شيوع بيماري هاي قلبي، عروقي، رواني، خشونت و اعتياد به دليل فقدان نشاط هزينه هاي نظام را بالا برديم.


    اشاره به موارد فوق از آن جهت است که يادآور شوم؛ اولاً: آنچه امروز در عرصه اقتصاد کشور بروز نموده نشانه اي حاد از يک بيماري مزمن است که در طول سال ها با فقدان تدبير در حوزه هاي مختلف مديريتي، پديدار شده است و گرچه ظاهراً ناخوشي اقتصادي است ولي ريشه در حوزه هاي مهم و تاثيرگذار سياسي، اجتماعي، فرهنگي و غيره دارد که با نگاه صرفاً اقتصادي علاج واقعي حاصل نخواهد شد. و بدون شک حل مشکلات کنوني فراتر از ظرفيت هاي موجود در حوزه اقتصاد کشور است و يقيناً بايد از ظرفيت عرصه هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي و مشارکت تمامي صاحبنظران اين حوزه هاي تاثيرگذار استمداد طلبيد.


    ثانياً: به دليل سهم محدود دولت در سياست هاي کلان نظام، انتظار تنها از دولت در حل مشکلات پيش رو، به دور از واقعيت است. لذا بدون به کارگيري همه امکانات نظام و فقدان همدلي، همفکري و مشارکت تمامي دست اندرکاران، اميد بهبودي اوضاع نيز واقع بينانه نخواهد بود.


    ثالثاً: درست است که انباشت نقدينگي علت و نشانه مهمي در بهم ريختگي و بي ثباتي اقتصاد است ولي آنچه اين علت را خطرناکتر مي کند از دست رفتن سرمايه اجتماعي و اعتماد عمومي است. متاسفانه غول بيدار شده نقدينگي 1600 هزار ميلياردي، کالسکه نحيف خزانه کشور را نيز به دنبال خود مي کشد و به دليل عدم اعتماد به دست اندرکاران و تصميم گيران وقتي راهنما را به راست مي زنند او به چپ مي پيچد و متاسفانه عنان اين اژدهاي سهمگين را از کف داده ايم. امروز افزايش اعتماد عمومي و احياي سرمايه اجتماعي بزرگ ترين رسالت ملي همه ماست. شفاف سازي اقتصادي، قطع رانت، کيفر عاجل متجاوزان به بيت المال، احترام به حقوق شهروندي و اجماع نخبگان سياسي کشور حول محور مصالح ملي که همواره در نصايح مشفقانه رهبر معظم انقلاب و درخواست هاي فروتنانه رئيس جمهوري محترم و تمامي سران قوا نيز بوده راهکار اصلي در ارتقاي سرمايه اجتماعي و اعتماد عمومي است.


    در هيچ برهه اي از تاريخ روزهاي پس از انقلاب وفاق بين دشمنان اصلي کشور تا بدين حد نزديک و قوام يافته نبوده و بسيار غفلت آلود است که ما در شرايط کنوني باز بر طبل تفرقه بکوبيم و فکر کنيم که اگر با شيوه هاي مايوس کننده بي کفايتي گروهي از خدمتگزاران را اثبات کنيم، اقبال عمومي را براي خود و همفکرانمان به ارمغان خواهيم آورد.


    بي ترديد اين شيوه نابخردانه و دامن زدن به گسست اجتماعي و بي اعتمادي عمومي به ارکان نظام، خرسندي و کاميابي بيشتر دشمنان را در پي داشته، آنان را گستاخ تر و هزينه مقابله را سنگين تر نموده و به جاي پيروزي جناحي، شرمساري و پشيماني جاودان و خداي ناکرده پايمالي خون مقدس شهدايي را در پي خواهد داشت که براي ماندگاري اسلام و سرافرازي ايران عزيز جانفشاني کردند.


    که به قول خيام:"هست از پس پرده گفت و گوي من و تو/چون پرده برافتد نه تو ماني و نه من"
    


٠٨:٥٠ - يکشنبه ١٨ شهريور ١٣٩٧    /    عدد : ٦٦٨٥١    /    تعداد نمایش : ١٣٩



خروج




 
دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشــتی
آدرس : تهران - بزرگراه شهید چمران میدان شهید شهریاری - خیابان کودکیار - دانشکده پزشکی

تلفن : 23871 - 021
پست الکترونیک : msp@sbmu.ac.ir
 
 
© تمامی حقوق این سایت متعلق به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی شهید بهشتی می باشد.