روابط عمومی دانشکده:
روز 18 مهرماه روزجهانی بهداشت روان و 24 لغایت 30 مهرماه هفته بهداشت روان
روز 18 مهرماه روزجهانی بهداشت روان و 24 لغایت 30 مهرماه هفته بهداشت روان نامگذاری شده است به همین مناسبت روابط عمومی دانشکده پزشکی مصاحبه ای با دکتر مسجدی آرانی مدیرگروه روانشناسی بالینی داشته که به شرح ذیل است:
روز 18 مهرماه روزجهانی بهداشت روان و 24 لغایت 30 مهرماه هفته بهداشت روان نامگذاری شده است به همین مناسبت روابط عمومی دانشکده پزشکی مصاحبه ای با دکتر مسجدی آرانی مدیرگروه روانشناسی بالینی داشته که به شرح ذیل است:
جناب آقای دکتر مسجدی آرانی با تشکر به خاطر وقتی که در اختیار ما قرار دادید لطفا درخصوص اهمیت این روز و لزوم نامگذاری 18 مهرماه بعنوان روز بهداشت روان توضیح فرمایید.
کیفیت زندگی فردی و اجتماعی اشخاص و حتی حیات و پیشرفت جوامع تا حد زیادی به سلامت اشخاص بستگی دارد. طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی ،سلامت فقط مساوی با نبود بیماری نیست بلکه بر اساس بهزیستی جسمی ،روانی و اجتماعی تعیین می شود. به عبارت دیگر سلامت اشخاص و در نتیجه سلامت و پیشرفت جوامع به رابطه متقابل مولفه های روان شناختی ، زیست شناختی و اجتماعی وابسته است. بنابراین عوامل و متغیرهای روان شناختی نقش جدائی ناپذیر و تعیین کننده در سلامت ایفا می کنند. به دلیل نقش و جایگاهی که سلامت روان در سلامت اشخاص و در نتیجه جامعه دارد،لازم است بیش از پیش به آن بها داده شود و نامگذاری یک روز از روزهای سال به نام بهداشت روان فقط یکی از راه ها برای رسیدن به این هدف است.
از سوی دیگر تعیین روز جهانی بهداشت روان می تواند پیامد ها و نتایج ارزشمند زیر را در پی داشته باشد:
1)جلب توجه مسئولان، تصمیم گیران و تصمیم سازان سطوح بالای جامعه به موضوع سلامت روانی اشخاص و ترغیب آنان به در نظر گرفتن این موضوع در تمام تصمیم گیریها، حتی تصمیمات اقتصادی و سیاسی، لزوم اختصاص هزینه بیشتر در این حوزه، جلب توجه مسئولان حوزه های سلامت عمومی به طور عام و حوزه های سلامت روان به طور خاص.2) تلاش جدی تر برای طرح ریزی و اجرای برنامه ریزی پیشگیری از مشکلات سلامت روان و برنامه های ارتقای بهداشت روان 3) ترغیب و تشویق تصمیم گیران ،مسئولان و ارائه کنندگان خدمات بهداشت روان به تلاش و تدبر بیشتر در راستای افزایش سطح کمی و کیفی خدمات ارائه شده 4) از همه مهمتر فراهم شدن فرصتی برای حساس کردن عموم مردم به طور عام و دریافت کنندگان خدمات بهداشت روان به اهمیت و نقش بهداشت روان در کیفیت زندگی و افزایش آگاهی آنان از روشهای حفظ و ارتقاء سلامت روانی و برطرف کردن مشکلات آن.
شایع ترین نشانه های هشداردهنده بیماری اعصاب و روان برای تشخیص زودرس و درمان بیماری چه علایمی است؟
از آنجا که بیماریها یا اختلالات اعصاب و روان بسیار متنوع و گوناگون است ، نشانه های هشدار دهنده هم گستره بسیار وسیعی را در بر میگیرد. ولی شاید بتوان نشانه های هشداردهنده را به طور کلی در دو واژه تفاوت و تغییر خلاصه کرد ، تفاوت با فرم ها و میانگین های اجتماعی یا آماری و تغییر در مقایسه با وضعیت گذشته خود شخص . برای نمونه کودکی که احتمالا دچار ADHDتشخیص داده خواهد شد،تفاوت های گسترده ای از لحاظ رفتاری با کودکان دیگر دارد،مانند جنب و جوش بسیار زیاد و غیر قابل کنترل، ناتوانی از حفظ توجه به گفته های دیگران ، انجام رفتارهای تکانشی پر خطر مثل پرت کردن اشیاء خطرناک به سمت دیگران و گم کردن و جا گذاشتن بیش از حد وسایل. به عنوان نمونه ای دیگر، یکی از نشانه های هشدار دهنده اختلال اوتیسم ،تفاوت های چشمگیر نسبت به کودکان دیگر در برقراری ارتباط با دیگران است به نحوی که کودک از برقراری تقریبا هرگونه ارتباط کلامی یا عاطفی با دیگران ناتوان است و توجهی به حضور آنها نشان نمی دهد. از طرف دیگر اگر شخصی در گذشته فعال، پرانرژی ،شاد خوشبین، امیدوار ،گرم و صمیمی بود ولی به تازگی غمگین، کم انرژی ،ناامید، بدبین ،سرد و گوشه گیر شده است. همه تغییرات رفتاری ، هیجانی و ذهنی می تواند نشانه های هشدار دهنده اختلال و افسردگی باشد. باز هم به عنوان مثالی دیگر، تغییرات ظاهری مثل خشکی دهان، پرخون شدن چشم ها و تغییراتی مانند افزایش اشتها، مشکل در هماهنگی حرکتی و مردم گریزی می تواند نشانه های هشداردهنده برای وابستگی به موادی مانند حشیش باشد. و به عنوان نمونه آخر، تغییرات قابل توجه و اثرگذار در حافظه و یادآوری مانند گم کردن وسایل، فراموش کردن اسامی اطرافیان، گم کردن سر، فراموش کردن جای اشیاء در خانه و مانند آن در سنین بالا می تواند علائم هشداردهنده بیماری آلزایمر باشد.
درخصوص اهمیت انجام مشاوره خانواده ها در بیماریهای روان و حتی هنگام عدم وجود این بیماریها توضیح فرمایید.
پژوهش نشان داده است که خانواده ها هم در پیدایش و هم درمان بیماریهای روان شناختی به ویژه در کودکان اثر چشمگیری دارند. فضای کلی حاکم بر خانواده از لحاظ آرام و محبت بودن یا برعکس پرتنش و خصمانه بودن میتواند زمینه را برای پیدایش طیف وسیعی از اختلال های روان شناختی از جمله اختلال های اضطرابی و اختلال های خلق گرفته تا اختلال های مصرف مواد فراهم کند. همچنین قوانین، قواعد، عادتها، سنتها و روابط موجود در خانواده می تواند زمینه ساز رشد،بالندگی و استقلال اعضای خانواده و یا برعکس رکود وابستگی آنها شود. برای مثال بر هم تنیدگی اعضای خانواده یا حمایت بیش از حد والدین از فرزندان می تواند مانع فرآیند هویت یابی و مستقل شدن برخی اعضای خانواده شود.
همچنین، خانواده ها در درمان مشکلات روان شناختی نقش بسیار زیادی دارند. در اصل، به اعتقاد نظریهپردازان خانواده درمانی، بسیاری از مشکلات و اختلالات روان شناختی اعضای خانواده به علت وجود کژکاریهایی در ساختار یا بافت خانواده به وجود می آید و بنابراین، درمان آنها هم نیازمند اصلاح ساختار خانواده و روابط میان اعضای آن است. گذشته از این، حتی اگر اختلال روانی را مختص یک عضو، و نه کل خانواده بدانیم، اعضای دیگر خانواده می توانند نقشی پر رنگ در حمایت از عضو بیمار و کمک به وی در فرایند درمان یا برعکس در خنثی کردن تلاش های درمانگر و عضو بیمار داشته باشند. برای نمونه، پژوهش نشان داده است که انتقاد و خردهگیری همسرِ شخص درمان شده از اعتیاد میتواند اثر معناداری بر بازگشت او به مصرف و وابستگی دوباره داشته باشد. مشارکت و کمک اعضای خانواده ، به ویژه پدر و مادر، در درمان بسیاری از اختلالات دوران کودکی، مانند پیش فعالی/ نقص توجه (ADHD)، اختلال های اضطرابی و اختلال های خلق بسیار اثربخش است.
بنابراین درگیر کردن خانواده در فرایند مشاوره و روان درمانی، از طریق دادن اطلاعات درباره علل و زمینههای پیدایش اختلال عضو مبتلا، علل حفظ یا تشدید آن و نیز روش های درمانی می تواند به بهبود نتایج بیانجامد. و اگر خانواده در آسیب شناسی عضو مبتلا نقش داشته باشد، شاید درمان آن عضو بدون برطرف کردن آسیب شناسی خانوادگی ناممکن باشد.
با توجه به نقش تعیین کنندهای که خانواده در پیدایش و حفظ اختلال های روان شناختی دارند، حضور خانواده در جلسات مشاوره می تواند به پیشگیری از پدیدآیی اختلالات کمک کند. علاوه بر این، خانواده ها میتوانند با بهره گیری از دانش روان شناسان بالینی و مشاوره ، به ویژه در حوزه روان شناسی مثبت، سلامت روانشناختی و اجتماعی و کارکردهای اعضای خانواده را بهبود ببخشد.
مراقبت های بهداشتی اولیه در ارتقا سلامت روان چه نقشی دارند و چگونه؟
سلامت روان ترکیبی از احساس درونی خوب- اطمینان از کارآمدی – اتکا به خود – احساس خوشایندی ، لذت از زندگی – انعطاف پذیری – اعتماد به نفس و احترام به نفس خوب و احساس خوب از فرهیختگی و پیشرفت میباشد که همگی آن در روند رشدی فرد و سطح اول پیشگیری تحقق می یابد ایجاد شناسنامه سلامت و ارزیابی سالانه هر فرد می تواند در صورت وجود علائم اختلال روانی با مداخلات صحیح علمی و روانشناختی از پیشرفت آن جلوگیری نماید.
مهمترین موضوعاتی که امروزه در بروز اینگونه بیماریها در جامعه مطرح هست ، چه موضوعاتی است؟
تکامل نامناسب دوران کودکی – ازدواج و باروری نامناسب – خشونت – پایمال شدن حقوق شهروندی – والدین دارای اختلالات روانی – مدرسه نامناسب و غیر مراقب- ضعف مهارتهای زندگی – کمی سرمایه اجتماعی و رفتارهای غیر سالم اجتماعی و تنزل اخلاقیات سبب بخش زیادی از اختلالات روانی است. استفاده ناصحیح از فضاهای نوین ارتباطی و مجازی – عوامل تهدید کننده سلامت خانواده نظیر ازدواج های ناهمسان- عدم شناخت و آگاهی به اصول زندگی مشترک – عدم توجه به نیازهای همسر- عدم تعادل روانی و عاطفی – عدم آشنایی و رعایت حقوق یکدیگر از جمله این موارد می باشد.
آیا بیماریهای اعصاب و روان در نهایت درمان پذیر است؟
تنوع و گوناگونی زیادی از لحاظ ماهیت، شدت، و سیر بیماری های اعصاب و روان وجود دارد. بنابراین، با وجود اینکه روش های درمانی متنوعی همچون درمان های دارویی، روان درمانی فردی، خانواده درمانی و زوج درمانی، درمان های تکنولوژیک مانند نوروفیدبک و TMST، جراحی، ECTو مانند آن وجود دارد، درمان پذیر بودن هر یک از اختلال های روان شناختی، به عوامل گوناگونی مانند ماهیت و سیر خود بیماری، انگیزه و پیگیری شخص مبتلا، حمایت خانواده، و کارآمدی درمانگر از لحاظ تشخیص و درمان بستگی دارد. برای نمونه، بیماری آلزایمر سیر پیشرونده مزمن دارد و هنوز درمان قطعی شناخته شده ای برای آن وجود ندارد. به عنوان نمونه ای دیگر، اگر مولفه ژنتیکی نیرومندی در اختلال شخص وجود داشته باشد و شدت علایم بالا باشد، مثلا در اسکیزوفرنی با سابقه خانوادگی مثبت و علایم متعدد و شدید، درمان دشوارتر خواهد بود وممکن است لازم باشد که شخص تا پایان عمراز داروهای آنتی سایکوتیک به همراه درمان های روان شناختی بهره مند شود. برخلاف نمونه های گفته شده، بسیاری از اختلال های روان شناختی از شدت و سیر بهتری برخوردارند و درمان انها ساده تر است. برای نمونه، اختلال های اضطرابی و برخی از اختلال های خلق به خوبی درمان پذیرند.
سبک زندگی، نقش خانواده و اجتماع در کاهش، درمان و مراقبت از این بیماران چیست؟
سبک زندگی ایرانی- اسلامی که مشی کلی فرد در جهت رسیدن به اهداف و غلبه مشکلات است می تواند به سلامت روانی – اجتماعی - معنوی و جسمانی فرد تاثیر فراوانی داشته باشد. سبک زندگی اسلامی یک پیوستار است نه همه یا هیچ که به باورها و اعتقادات و درجات ایمان فرد باز می گردد. بایدها و نبایدهای مورد قبول زندگی جهت گیری کلی زندگی را ترسیم می کند. هر انسانی حرکت و فعالیتش برای دستیابی به شادی است و سبک زندگی صحیح می تواند این شادی را محقق نماید. سبک زندگی نوع رفتار اجتماعی و شیوه زیستن است ومواردی مانند اهمیت دادن به جایگاه خانواده به عنوان کوچکترین و موثرترین عنصر اجتماعی چه در تشکیل و چه در تحکیم و تعالی آن –سبک ازدواج – نوع مسکن و لباس – الگوی مصرف- تفریحات- رفتارهای ما در محل کار، دانشگاه- نقش رسانه- جایگاه والدین همسر و فرزندان- رفتارهای ما با دوست و دشمن – ورزش- صله رحم- رعایت حقوق دیگران- خودداری از پرخاشگری - اقدام به قانون – عشق و دقت به انجام کار – رعایت حقوق زن و شوهر – پرهیز از دروغ- اجتناب از مواد مخدر و الکل از جمله مواردی است که که آموزش و انجام آن میتواند به رسیدن یک جامعه و خانواده سالم منجر شود.
و سخن آخر:
امروزه خوب بودن احوالات مردم علیرغم تلاشهای فراوان- افزایش میزان اختلالات روانی و آسیب های اجتماعی – افزایش هزینه های ناشی از این اختلالات و اسیب ها- افزایش اختلالات خلقی و اضطرابی –طلاق- تهدیدات ناشی از استفاده از فضاهای مجازی نیازمند توسعه و بهره گیری ازظرفیت و توانمندیهای علم روانشناسی، تدوین برنامه سلامت روان – اجتماعی و معنوی کشور و توجه سیاستگذاران به سلامت روانی حداقل به اندازه سلامت جسمانی می باشد.
نظر