• تاریخ انتشار : 1400/02/12 - 18:35
  • بازدید : 104
  • تعداد بازدید : 101
  • زمان مطالعه : 12 دقیقه
روابط عمومی دانشکده پزشکی

روز استاد، روز عشق و ایثار

روز استاد، روز عشق و ایثار

به بهانه فرارسیدن هفته معلم و روز بزرگداشت مقام استاد، روابط عمومی دانشکده پزشکی گفتگوی کوتاهی را با سه نفر از اساتید پیشکسوت دانشکده انجام داده که در ادامه می خوانیم . با سپاس از اساتید محترم که وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادند.

 

مختصری از خودتان بگویید.

محمدرضا سهرابی هستم. در سال 1351 در اصفهان به دنیا آمدم. دیپلم خود را از دبیرستان ادب گرفتم و در سال 1367 در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مشغول تحصیل شدم. پس از گذراندن دوره سربازی تخصص خود در رشته پزشکی اجتماعی را در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی طی نمودم. در آزمون بورد کشوری موفق شدم رتبه دوم را به دست بیاورم. پس از یک دوره کار در معاونت سیاستگذاری و برنامه ریزی وزارت رفاه و سازمان جهانی بهداشت از سال 1384 به عنوان هیات علمی گروه پزشکی اجتماعی مشغول به کار شدم. در سال 1394 موفق به کسب رتبه استادی شدم و در حال حاضر به عنوان مدیر گروه پزشکی اجتماعی و پزشکی خانواده، مدیر مسئول انتشارات دانشگاه و دبیر کمیسیون کتب و منابع مرجع وزارت بهداشت مشغول انجام وظیفه هستم.

به نظر شما ویژگی بارز یک استاد نمونه چیست؟

رسیدن به مرحله استادی دانشگاه بار مسئولیت بسیار سنگینی است و مستلزم داشتن دانش به روز در رشته خود؛ داشتن تفکر نقاد و مولد، ایده پردازی و خلاقیت در طرح ایده های پژوهشی و روشهای آموزشی، ارتباط موثر و قوی با فراگیران و همکاران و توانایی پاسخگویی به نیازهای نظام سلامت و جامعه است.

یکی از اساتیدی که در زندگی شما موثر بوده و علت آن را بفرمایید.

اساتید زیادی در زندگی حرفه ای من موثر بوده اند و از هر کدام نکته هایی آموختم. نام بردن از یک نفر شاید کم لطفی به سایر اساتیدم باشد. اما در کل از اساتید ارجمندم نحوه برخورد با بیمار و احترام به شخصیت و احساس مسئولیت در قبال او، مهارت گوش دادن و تمرکز روی شرح حال بیمار قبل از متوصل شدن به پاراکلینیک و آزمایشات، دید جامعه نگر و کل نگر و تدریس و نحوه بیان مطلب را آموختم.

خاطره ای از دوران دانشجویی یا استادی خود به یاد دارید؟

در دوره استاجری یک روز برای اولین بار داوطلبانه کشیک جراحی ایستادم. آقای سالمند 80 ساله ای با خونریزی دستگاه گوارش (دوازدهه) آورده شده بود که علایم حیاتی پایداری نداشت و امیدی به زنده ماندنش نبود. دستیار جراحی آن مریض را به من سپرد و یادم داد چگونه بیمار را مدیریت کنم. تا صبح بالای سر بیمار بودم و وضعیت او را به دستیار جراحی گزارش می دادم. چند بار وضعیتش متغیر شد ولی درنهایت صبح بیمار را با علایم حیاتی پایدار و در حد طبیعی و بدون خونریزی تحویل دستیار دادم. این اولین باری بود که احساس مفید بودن به عنوان پزشک را تجربه کردم و همیشه در خاطرم هست.

چه توصیه ای به دانشجویان خود دارید؟

گاهی میبینم دانشجویان پزشکی احساس غرور خاصی دارند و خود را نسبت به بقیه جامعه بالاتر می بینند. باید توجه داشته باشیم اینکه در کجا به دنیا آمدیم ، در چه خانواده ای بزرگ شویم، تغذیه دوران کودکی که روی ضریب هوشی تاثیر دارد در اختیار ما نیست. چه بسا اگر هر کدام از ما در روستاهای محروم کشور به دنیا می آمدیم و با سوء تغذیه و مشکلات اجتماعی فراوان مواجه می شدیم الان در دانشگاه نبودیم. اینکه شرایط به گونه ای رقم خورده که ما وارد دانشگاه شده ایم موهبتی است که باید در قبال آن پاسخگو باشیم. باید حداکثر تلاشمان را بکنیم تا سلامت را در جامعه ارتقا دهیم و فرصت زندگی سالم را برای همه هموطنان فراهم آوریم.

این فرصت دانشجویی تکرار نخواهد شد و خیلی سریع به پایان خواهد رسید. سعی کنید از آن به بهترین نحو استفاده کنید و تمرکز خود را روی فراگیری بهتر مطالب بگذارید. من همیشه از زمان دبیرستان برای مراحل بعدی زندگی خودم هدف گذاری می کردم و چون برای خودم مشخص می کردم که به کجا می خواهم برسم همیشه به  آن رسیدم. به دانشجویان هم تاکید می کنم برای هر سال و هر مرحله زندگی هدف گذاری کنید. وقتی که بدانید به کجا می خواهید بروید راهش را هم پیدا خواهید کرد اما اگر ندانید به کجا می خواهید بروید بیهوده وقتتان را هدر خواهید داد و در جا خواهید زد.

توصیه آخر اینکه برای درک صحیح وضعیت بیمار و انتخاب مداخله موثر بر سلامت لازم است فرد را به عنوان یک عضوی از جامعه که تحت تاثیر عوامل متعددی قرار می گیرد ببینیم. همیشه در تجویز دارو و توصیه های سلامتی وضعیت اقتصادی اجتماعی، خانواده و سایر عوامل اثر گذار بیمار را در نظر داشته باشید.

 سخن نا گفته ای اگر هست بفرمایید.

همه ما به عنوان دانش آموختگان دانشگاهی مسئولیت پاسخگویی اجتماعی داریم و باید در جهت رفع نیازهای جامعه قدم برداریم. آموزش، مطالعات و پژوهش هایمان باید در این راستا باشد. زمانی از روز را صرف حضور در فضای مجازی و اطلاع رسانی درست به مردم کنیم و زمانی را برای افزایش سواد سلامت در جامعه اختصاص دهیم.

 

مختصری از خودتان بگویید.

فاطمه فلاح هستم . به عنوان یک میکروبیولوژیست بالینی تمام وقت در دانشکده پزشکی و بیمارستان کودکان مفید مشغول به فعالیت هستم .  تدریس به دانشجویان پزشکی ،دندانپزشکی، داروسازی در مقاطع کارشناس ارشد و دوره دکتری باکتری شناسی  و همچنین مشارکت در فعالیت های پژوهشی و آموزشی پژوهشکده سلامت کودکان و انجمن باکتری شناسی پزشکی در برنامه کاری ام است. جهت ارتقای علمی وعملی دانشجویان، رابط دانشکده پزشکی و مرکز تحقیقات عفونی اطفال بوده که لینک علم پایه و بالینی هرچه بیشتر مستحکم تر شود .

به نظر شما ویژگی بارز یک استاد نمونه چیست؟

علم ، حوصله، اخلاق حسنه و دانش بی‌پایان یک استاد در زمینه علمی خودش و از همه مهمتر احساس مسئولیت پذیری واینکه همواره استاد این تفکر را داشته باشد که دانشجویان می توانند مانند فرزندان او باشند از مشخصات بارز یک استاد نمونه است.

یکی از اساتیدی که در زندگی شما موثر بوده و علت آن را بفرمایید.

بعد از سپری کردن دوره دکتری دامپزشکی از دانشگاه تهران علاقه به ادامه تحصیل در دوره ی آموزشی آزمایشگاهی داشتم .به دیدن استاد  بزرگوار جناب اقای دکتر رخشان  در بیمارستان لقمان رفتم . تواضع  را در کنار بزرگی در ایشان دیدم .حتی ایشان مرا تشویق کردند تا در گروه پاتولوژی دانشکده پزشکی شهید بهشتی شروع به کار کنم . رفتار و اخلاق عالمانه در عین حال متواضعانه ایشان باعث شد عزم جزم برای شروع دوره دکتری میکرب شناسی  کنم. بعد از اینکه در انستیتو پاستور در بخش ب ث ژ مشغول به کار شدم ، دوره دکتری میکرب شناسی را در دانشکده پزشکی شهید بهشتی در سال ۱۳۶۸ شروع کردم.

خاطره ای از دوران دانشجویی یا استادی خود به یاد دارید؟

از خاطرات شیرین در زمان استادی ، داشتن جلسات با دانشجویانی بود که خالصانه بدون داشتن هیچ چشمداشتی به بحث و گفتگو می پرداختیم . آن ساعات جزء ساعات کاری من حساب نمی شد .گویا با فرزندان خودم جلسه داشته باشم .

چه توصیه ای به دانشجویان خود دارید؟

توصیه ای که به دانشجوهای عزیز دارم اینکه با زحمت فراوان وارد دانشگاه شدند پس از ثانیه های دوران تحصیلی خودشان لذت ببرند و تا قبل از اینکه گرفتار طرح و سربازی و انشالله شروع دوره دیگری شوند هدفشان را مشخص کنند . بدانند دنبال چی هستند؟

سخن نا گفته ای اگر هست بفرمایید.

درخصوص فرهنگ رابطه استاد و دانشجو، در بعضی ممالک ، از زمان دبستان رابطه خوبی بین معلم و دانش‌آموز وجود دارد و این رابطه در دانشگاه بین استاد و دانشجو نیز برقرار شده و تبدیل به یک فرهنگ می شود و صدا کردن یکدیگر به اسم کوچک و شرکت در مهمانی‌ ها یک‌ جور صمیمیت بین استاد و دانشجو ایجاد می کند .

  در خصوص رابطه عاطفی بین استاد و دانشجو در دانشگاه‌ها باید بگویم روابط بین دانشجو و استاد در زمینه‌های مختلف در  دانشگاه می تواند دوستانه باشد تا باعث صمیمیت بین استاد و دانشجو ‌شود و این صمیمت به‌ اندازه‌ای است که می‌توانند کارهای مختلف را با هماهنگی هم انجام دهند. چنانچه شرایط مساعد باشد حتی استاد می تواند در جشن تولد خود، دانشجویان را هم دعوت کند.  

"استاد در درجه اول دوست دانشجو است"

اگر اساتید وقت نماز، ناهار و یا نیم ساعت بین کلاس به جای این که در اتاق خود بگذرانند به لابی و سلف دانشکده ( در شرایط فعلی به صورت مجازی)  بروند و وقت خود را آنجا کنار دانشجویان بگذرانند، باعث می شود دانشجویان مثل آهن ربا جذب اساتید شوند و ناخود آگاه بحث های علمی ومفید بین دانشجویان و اساتید شکل خواهد گرفت. همیشه دوست داشتم این قضیه را به عنوان پیشنهاد مطرح کنم. این باهم بودن به نفع هم استاد و هم دانشجو است.

 

 

مختصری از خودتان بگویید.

من ماندانا ستاری استاد گروه ایمونولوژی هستم. در 5 سالگی متوجه شدم که می توانم وارد مدرسه شوم و تنها مدرسه ای که در آن زمان می توانستم برم مدرسه ای بود که تا مقطع راهنمایی مختلط بود. برای من بیشتر ترسناک بود چون بچه بودم و کسانی را در مدرسه می دیدم که اندازه پدر و مادرم بودند و این دلیلی بود برای اینکه اعتماد به نفسم پایین بیاید. پدر و مادرم کاملا فرهنگی بودند مادرم آموزگار بازنشسته و پدرم رئیس سازمان تامین خدمات درمانی استان ایلام بودند که هردو به رحمت خدا رفتند. به مدد طرز تربیت این دو انسان عزیز و بزرگوار این شانس را داشتم که به جایی که الان هستم برسم. اگر آنها پدر و مادر فردی دیگر بودند او را به جای بالاتری می رساندند بنابراین هیچ وقت به خود اجازه نمی دهم به خاطر شانسی که به من رو آورده مغرور شوم و تکبر داشته باشم.

به نظر شما ویژگی بارز یک استاد نمونه چیست؟

به نظر من استاد نمونه نباید خود را بدون دانشجو تصور کند. من و دانشجو یک پیکر هستیم . من احساس می کنم در غم و شادی دانشجویم شریکم و باید کمک کنم تا نا همواری ها و سنگلاخ ها را از مسیر دانشجویانم بردارم. متاسفانه سیستم آموزشی ما بیشتر بر روی تنبیه استوار است ولی خدا رو شکر به مدد خواندن فوق لیسانس آموزش پزشکی یاد گرفتم تنبیه به هرشکلی باطل است و یاد گرفتم کلاس هایم را با تشویق جلو ببرم. شاید باورش سخت باشد ولی من دانشجویانم را مثل فرزندم دوست دارم و امیدوارم توانسته باشم این عشق را منتقل کنم. استاد نمونه باید علاوه بر تبحری که در انتقال اطلاعات به دانشجو داشته باشد باید بتواند رابطه ای دوستانه به دور از هرگونه حاشیه با دانشجو برقرار کند و کمک حال او بوده او را به ارتقا برساند.

یکی از اساتیدی که در زندگی شما موثر بوده و علت آن را بفرمایید.

استاد بسیار عزیزم جناب آقای دکترعلی کنگرلو استاد اندودانتیکس دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی در من استعدادی را کشف کردند و به من گفتند تخصص دندانپزشکی را ادامه ندهم چون با روحیاتم سازگار نیست و یکی از رشته های پزشکی را ادامه دهم . آن زمان یکی از رشته های پزشکی ایمونولوژی را انتخاب کردم و به مدد راهنمایی ایشان وارد این رشته شدم. اگر بخواهم از معلمین خودم بگویم دین سنگینی به یکی از معلمین راهنمایی دارم که دبیر ریاضیات و علوم من بودند به نام سرکار خانم احترام حقیقی و امیدوارم سلامت و پاینده باشند و ایشان یکباره باعث  شدند من با یک اختلاف بسیار زیادی بتوانم شاگرد اول شوم و توانمندی های من را به من یادآوری کردند.

خاطره ای از دوران دانشجویی یا استادی خود به یاد دارید؟

من زمانی که استاد شدم 27 سالم بود و قیافه ای جوانتر از سنم داشتم و همیشه کارت دانشجویی از من می خواستند . یادم می آید از من خواسته بودند ایمونولوژی بیماری های اندودانتیکس را به دانشجویان ترم 10 درس بدهم. وقتی سرکلاس رفتم بچه ها فکر کردند من دانشجو هستم . از آنها پرسیدم کلاس ترم 10 اندودانتیکس اینجاست؟ گفتند: خیر اولا اینجا کلاس ترم 11 است دوما برو و آخر کلاس بنشین!  فکر کردند دانشجوی دانشگاه آزاد هستم و می خواهم از این کلاس استفاده کنم. وقتی پشت تریبون ایستادم و متوجه شدند که استاد کلاس هستم تا آخر ترم از من عذرخواهی می کردند. به آنها می گفتم که مشکلی نیست و ممکن بود این اتفاق برای من می افتاد و این خاطره ای است که از آغاز دوره تدریسم به یاد دارم.

چه توصیه ای به دانشجویان خود دارید؟

راه بسیار پر نشیب و فراز است . نا امید نشوید . خداوند نشیب و فراز را خلق کرده تا ما روحمان را به پالایش برسانیم. یاد بگیریم از مشکلات زندگی درس بگیریم و آنها را در آینده به کار ببریم. ما با تعداد زیاد بیمار روبرو هستیم و این ها همه تجربه است که باید بیاموزیم.

سخن نا گفته ای اگر هست بفرمایید.

عزیزانم در حال زندگی کنید و قدر زندگی فعلی خود را بدانید. شخصیت تان نباید یک بعدی باشد. شما فقط برای درس خواندن و پزشکی خلق نشده اید. شما باید تمام جنبه های زندگی تان را و ابعاد زندگی تان را تقویت کنید. سفر کنید. کتاب بخوانید. سینما بروید. انواع مواردی را که می تواند ابعاد دیگر زندگی تان را تقویت کند انجام دهید مانند ورزش کردن. امیدوارم به این نصیحت من گوش کنید و بتوانید از ثانیه ثانیه زندگی تان استفاده کنید این لحظات دیگر بر نمی گردد.

  • گروه خبری : اخبار داخلی,اخبار دانشکده پزشکی
  • کد خبر : 104132
کلید واژه

نظرات

0 تعداد نظرات

نظر

×

اطلاعات "Enter"فشار دادن

تنظیمات قالب