روابط عمومی
فرارسیدن ١٣ رجب سالروز ولادت باسعادت مولی الموحدین، امیرالمومنین حضرت علی(ع) و روز پدر را تبریک عرض می نماییم
امیرالمومنین حضرت علی(ع) روز جمعه سیزدهم رجب در خانه امن الهی چشم به جهان گشود. این تقدیر الهی بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حیات پر افتخار خود بگذارد.
و خداوند علی(علیه السلام) را آفرید...
امیرالمومنین حضرت علی(ع) روز جمعه سیزدهم رجب در خانه امن الهی چشم به جهان گشود. این تقدیر الهی بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حیات پر افتخار خود بگذارد.
نامش را علی نهادند؛ و با علی، موجودی دیگر نیز موجودیت گرفت، موجودی عزیز، گرانبها و بس کمیاب. همان چیزی که باید راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهی شده بودند، جهان، "عدل" را نه می فهمید و نه می شناخت. میلاد علی با تولدی دیگر همراه بود؛ تولد عدل...
علی توجیه کننده عدل و نشان دهنده عالیترین مظاهر آن بود. دنیا از روزنه وجود علی به شناخت عدل توفیق یافت و از آن بالاتر معنای انسانیت را شناخت. انسانیتی که عدل یکی از شاخه های آن است.
عدالت، بارزترین نکته حکومت امیر المومنین (علیه السلام)
اگر به زندگى اميرالمؤمنين و حوادث دوران تقريبا پنجساله حكومت آن حضرت نگاه كنيم، مىبينيم عمده آنچه براى آن بزرگوار در اين مدت به عنوان مشكل پيش آمد، ناشى از عدالتخواهى ايشان بود. اين نشان مىدهد كه مسألهى عدالت چقدر سخت است. عدالتخواهى و دنبال عدالت رفتن، به زبان آسان است؛ اما در عمل آنقدر با موانع گوناگون مواجه مىشود كه دشوارترين كار هر حكومت و نظامى اين است كه عدالت را در جامعه تأمين كند. عدالت فقط عدالت اقتصادى نيست؛ عدالت در همهى امور و شؤون زندگى بسيار دشوار است. اين همان چيزى است كه اميرالمؤمنين با آن قدرت ملكوتى و شأن الهى، آن را وجههى همت خود قرار داد و دنبال كرد. لذا اميرالمؤمنين در اين عبارت معروف فرموده است: «والله لان ابيت على حسك السعدان مسهدا، و اجر فى الاغلال مصفدا، احب الى من أن القى الله و رسوله يوم القيامة ظالما لبعض العباد و غاصبا لشىء من الحطام»؛ يعنى از خلافت كنار آمدن كه هيچ؛ اگر مرا به غل و زنجير بكشند و روى خارهاى مغيلان هم با تن عريان بكشانند، حاضر نيستم حتى به يك نفر از بندگان خدا ظلم كنم. بهخاطر همين منطق، اميرالمؤمنين همهى مشكلات دوران خلافت خود را لمس كرد و با آنها مواجه شد؛ چون عدالت او بود كه آن دشمنها و دشمنيها را عليه او بهوجود مىآورد. اميرالمؤمنين ايستادگى كرد و بهخاطر مواجهه با مشكلات و حل آنها حاضر نشد از عدالت دست بردارد؛
امیر المومنین (علیه السلام)، الگویی برای مسلمین
اميرالمؤمنين امام ماست. امام همهى مسلمين است و همه او را به عنوان امام قبول دارند. امام يعنى چه؟ يعنى ما بايد ابعاد اين شخصيت را در نظر بگيريم مثل الگويى كه جلوی خود گذاریم و بعد تمرين کنیم كه چيزى شبيه آن بسازیم و تمرين كنيم كه شخصيت خودمان را از لحاظ فرديتمان، از لحاظ رفتارمان، از لحاظ علاقه و رابطهى خودمان با خدا و كارى كه روى شخص خودمان مىكنيم، از لحاظ رفتارى كه با مردم مىكنيم، از لحاظ رفتارى كه با بيتالمال مىكنيم اين امكانى كه در اختيار ماست؛ پولى كه در اختيار ماست، ابزارى كه در اختيار ماست از لحاظ رفتارى كه با مردم به عنوان يك مجموعهى بشرى داريم، از لحاظ دلسوزىاى كه براى محرومين مىكنيم چه فقرا، چه محرومين ذهنى، چه محرومين علمى و اعتقادى از لحاظ رفتارى كه با دين خدا مىكنيم كه چگونه بايد از آن دفاع كرد و چگونه بايد نسبت به آن دقت ورزيد از لحاظ رفتارى كه با دشمنان مىكنيم؛ در تمام اينها الگوى ما اميرالمؤمنين باشد و سعى كنيم خودمان را به آن بزرگوار شبيه كنيم.علی (ع) کسی بود که همهى عمرش را به عبادت خدا گذراند. از اولى كه در وجود آن بزرگوار بهوسيلهى پيغمبر اكرم نقطهى نورى از هدايت الهى به وجود آمد، تا لحظهاى كه با شمشير دشمنان خدا به لقاءالله شتافت.
امیر المومنین (علیه السلام)، شخصیتی چون اقیانوس
در باب زندگى اميرالمؤمنين عليهالصلاةوالسلام، می شود يك اقيانوس را در نظر گرفت. احاطهى به همهى ابعاد اين اقيانوس، در يك نگاه كه هيچ؛ در يك مطالعهى طولانى هم براى يك انسان ميسر نيست. از هر طرف كه وارد شویم، دنيايى از عظمت مشاهده می کنیم؛ درياهاى گوناگون، اعماق ژرف، موجودات آبى گوناگون و متنوع و اشكال مختلف از حيات و عجايب دريا! اگر اين بخش را رها کنیم و از بخش ديگر اين اقيانوس وارد شویم، باز همين داستان و همين ماجراست. اگر از قسمت سوم يا چهارم يا پنجم و يا دهمى وارد شویم - از هر جا كه وارد می شویم - باز شگفتيهايى مشاهده می کنیم. اين، يك مثال نارسا و كوچكى از شخصيت اميرالمؤمنين عليهالصلاة والسلام است. از هر طرف كه اين شخصيت را نگاه کنیم، خواهیم ديد عجايبى در آن نهفته است. اين،مبالغه نيست. اين، بازتاب عجز انسانى است كه سالهاى متمادى دربارهى زندگى اميرالمؤمنين عليهالصلاةوالسلام مطالعه كرده و اين احساس را در درون و وجود خود پيدا كرده است كه به على عليهالسلام - اين شخصيت والا - با ابزار فهم معمولى؛ يعنى همين ذهن و عقل و حافظه و ادراكات معمولى، نمىشود دسترسى پيدا كرد. از هر طرف شگفتيهاست!
اميرالمؤمنين(علیه السلام) ، شخصیتی دست نیافتنی
در روايتى كه از امام باقر (عليهالصلاةوالسلام) نقل شده است، آن حضرت پس از اشاره به زهد و عبادت و خصوصيات اخلاقى و روحى اميرالمؤمنين(عليهالصلاةوالسلام)، مىفرمايد: «و ما اطاق عمله منا احد»؛ از ما هم هيچ كس توان انجام دادن عمل او را ندارد. يعنى حتى امام باقر و امام صادق و ائمهى هداة مهديين(عليهمالسلام) هم نمىتوانند خودشان را به آن حدى برسانند كه اميرالمؤمنين به آن رسيده بود. طبق اين روايت، بعد فرمودند: «و ان كان علىبنالحسين(ع) لينظر فى كتاب من كتب على(ع)». بنا بر اين روايت، امام باقر فرمود كه پدرش علىبنالحسين(عليهالسلام) به يكى از كتابهاى علىبنابىطالب(عليهالسلام) نظر مىكرد - لابد كتابى از دستورات اميرالمؤمنين بوده، كه آن دستورات طبق عمل و زندگى عملى خود آن بزرگوار بوده است - «فيضرب به الارض»؛ كتاب را روى زمين گذاشت، «و يقول من يطيق هذا؟»، چنين عملى را چه كسى طاقت مىآورد؟ يعنى امام سجاد كه سيدالعابدين و زينالعابدين است، در مقابل عمل و عبادت و زهد اميرالمؤمنين احساس عجز مىكند. خود آن بزرگوار هم در نامه به عثمانبنحنيف فرمود: «الا و انكم لاتقدرون على ذلك»؛ شما نمىتوانيد به اين سبكى كه من عمل مىكنم، عمل كنيد. واقعا هم انسان وقتى نگاه مىكند، آنچه از اميرالمؤمنين نقل شده، دهشتآور است.
نظر